الشيخ محمد هادي معرفة (مترجم: ايروانى)
193
التفسير الأثرى الجامع (تفسير اثرى جامع) (فارسى)
غياث بن ابراهيم نزد مهدى عباسى رفت ، وى عاشق كبوتر بازى بود . به هنگام ورود غياث ، كبوترى جلو پاى وى آمد . به او گفته شد : براى امير مؤمنان حديث بگو . وى گفت : فلانى از فلانى نقل كرد كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : « مسابقه تنها در سه رشته جايز است : تير اندازى ، شتر دوانى و كبوتر بازى . » مهدى فرمان داد به وى بدرهاى ( كيسهاى حاوى هزار يا ده هزار درهم يا هفت هزار دينار ) بدهند . پس هنگامى كه وى برخاست و رفت ، مهدى گفت : « گواهى مىدهم كه وى بر رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم دروغ بست . » سپس گفت : « من وى را به اين كار واداشتم . » پس فرمان داد كبوترها را ذبح كنند و شيوهء خود را تغيير داد . سيف بن عمر گويد : « نزد سعد بن طريف اسكاف « 1 » بوديم كه پسرش گريان آمد . وى پرسيد : ترا چه شده است ؟ گفت : معلم مرا كتك زد . وى گفت : به خدا سوگند كه آنان را رسوا مىسازم ؛ عكرمه از ابن عباس براى من روايت كرد كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : " بدترين شما ، آموزگاران فرزندانتان هستند ؛ رحمشان به يتيم كمتر از همه و خشونت آنان نسبت به مسكين بيش از همه است . " » نوع پنجم : [ جعل ] افراد كهن سالى كه نيروى حفظ و تشخيص را از دست دادهاند : چنين افرادى سخنان را در هم مىآميزند و اسانيد را جا به جا مىسازند ؛ حديث مسندى را مرسل نقل مىكنند يا روايت موقوف را مسند مىشمارند و چه بسا ، سخن زيبايى را حديث رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم مىپندارند و از روى غفلت و فراموشى ، آن را به حضرت نسبت مىدهند ؛ به گونهاى كه احاديث منقول آنها
--> ( 1 ) . حذّاء حنظلى كوفى . نجاشى گويد : « شناخته شده و مورد انكار است . وى داستانسرا بود . ابن غضائرى اورا تضعيف كرده است . » ( قاموس الرجال ، ج 5 ، ص 43 ) .